روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم خورده هوشی سر سوزان ذوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
خدایی که در این نزدیکیست...
اهل کاشانم
پیشه ام نقاشیست
گاه گاه قفسی می سازم...
با رنگ
می فروشمش به شما تا به آوازه شقایق که در آن زندانیست...
دل تنهاییتان تازه کنید...
برگی کلم داشتم
و دیگر هرچی بود ضعیف بودو پایین
بازی شروع شد
حاکم او بود و من محکوم....
همه ی برگ هایم رفتندو سه برگ بیش نماند
برگی از جنس وفا رد کرد
من بالاتر آمدم
بازی در دست من افتاد
عشق آمدم....
با حکم عشق را دزدید
و حکم آمد از جنس چشم سیا هش
"زندگی حکم پایین من بود وآن را باختم"

با اینکه سهمم نبودی باز بی قراری می کنم
سخته دلت رو بسپری به اون که آخرش می ره
دیگه برای نگه داشتنت خیلی دیره
اونی که گفت دعا کن.بهش بگو اثر نداشت
بگو که گریه های من پیش خدا ثمر نداشت
الهی هیچ وقت نبینی.الهی که سرت نیاد
حتی یه لحظه درد من تو بسترت نیاد
تا به ابد دور شه ازت هر چی غم و جداییه
هرکی هنوزم تو سرش هوای بی وفاییه

دلم گرفته است...
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده شب می کشم
چراغهای رابطه تار مکنید
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مرده نیست...

آموزگار اول درس می ده بعد امتحان میگیره
ولی روزگار اول امتحان میگیره بعد درس میده

----------------------------------------------
اره تو این دنیا دیگه هیچ کس به حقیقت باور ندارند برعکس
به دروغ باور دارند![]()
روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم
و شنا کنیم، حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتی به ساحل رسیدند
حقیقت لباسهایش را در آورد.
دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و رفت.
از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است، اما دروغ
در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود.

امید ز هر کس که بریدیم بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم پریدیم
.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.۰*۰.
گریه.....

گریه کن...
گریه قشنگه...!
گریه سهم دل تنگه...
گریه کن
گریه غروره
مرهم این راه دوره...
سر بده آواز هق هق...
خالی کن دلم که تنگه...
گریه کن
گریه قشنگه
گریه قشنگه....
گریه سهم دل تنگه...!
گریه کن گریه قشنگه......
بذار پروانه احساس
دلت بغل بگیره...
بغض کهنه رو رها کن
تا دلت نفس بگیره...
نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره!
تو دل شبا بسوزی...
گریه کن...
گریه قشنگه...!!!
![]()
زنده اندیشان به زیبایی رسند!

زندگی صحنه ی یکتای هنر مندی ماست
هر کسی نغمه ای خواندو از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!

زندگی یعنی چکیدن
همچو شمع از گرمی عشق!




زندگی گل به توان ابدیت
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما
زندگی هندسه ساده ویکسان نفسهاست
هر کجاهستم باشم
آسمان مال من است
ِِپنجره.فکر.هوا.عشق.زمین
مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند قارچ های غربت.

روییدم...
با عشقت ...
با نگاهت...
باگرمی نفست...
ساختم....
با دو روییت...
با بدی هایت...
با خیا نت هایت...

سوختم...
با کارهایت...
با زخم زبون هایت...
با تمسخرت...
خشکیدم...
با بی اعتناییهایت...
با بی احساسیهایت...
با عشقی که نسبت به تو داشتم...

"ولی امید وارم چون خدا همیشه با من است"